قانون حمورابی چیست ؟

حمورابی ششمین پادشاه اولین سلسله سلاطین بابل بوده، که حدود  سال ۴۰۰۰ سال پیش حکم فرمایی می نموده است.حدود یکصد سال پیش (در سال ۱۹۰۲ میلادی مقارن با سال ۱۲۸۱ هجری شمسی ) در زمان حکومت قاجار در ایران یک هیات  باستان  شناس فرانسوی به سرپرستی ژاک دمورگان در نزدیکی شهر شوش در جنوب غربی ایران لوحی را یافتند به نام لوح حمورابی.

لوح حمورابی در حقیقت یکی از قدیمیترین مجموعه قوانین مدون جهان است. قوانین   حمورابی را نمی توان کهن ترین مجموعه قوانین جهان دانست، اما بی شک مجموعه قوانین حمورابی کاملترین مجموعه در نوع خود است. لوح حمورابی ستونی است به ارتفاع ۲٫۵ متر از سنگ بازالت سیاه که قوانین حمورابی که شامل ۲۸۲ ماده می باشد گرداگرد این ستون در ۳۴ ردیف به خط میخی حک شده است، که در بالای آن پیکره برجسته حمورابی را نشان می دهد. این ستون مثل خیلی از آثار باستانی ما، امروز زینت بخش موزه لور فرانسه است. فرانسویان یک نسخه از جنس مواد پلاستیکی از این ستون را ساخته اند و به ایران تحویل داده اند که هم اکنون در موزه ایران باستان قرار دارد.

قانون حمورابی چیست ؟      

قانون ۲۲۹ و۲۳۰ حمورابی ، در مورد مسئولیت سازندگان خانه که در آن زمان به اجرا گذاشته شده بود در ذیل ترجمه گردیده است.

“چنانچه خانه ای خراب شود و باعث مرگ صاحب خانه ویا پسرش شود، سازنده ساختمان و یا پسرش محکوم به مرگ می شوند چنانچه برده صاحب خانه بمیرد ، بایستی به صاحب خانه یک برده با همان قیمت داده شود. اگر متعلقات   دیگری از بین بروند، بایستی جبران شود و قسمت های خسارت دیده خانه به هزینه سازنده بنا بایستی دوباره ساخته شود.”

امروزه برای کسانی که در صنعت ساختمان سازی فعالیت دارند، قانون حمورابی بایستی یادآور خیلی مطالب در برابر دوام سازه ها باشد.هر انسان با ذوق و سلیقه ای وقتی   شگفتیهای دست بشر را میبیند بدون اختیار دست به تحسین سازندگان این آثار میزند،هر ایرانی وقتی که شکوه وعظمت تخت جمشید، طاق کسری، بی ستون، شهر سوخته …را میبیند بی اختیار مبهوت آن همه هنر وزیبایی و تکنیک وعلم و دانش ایرانیان باستان می گردد. ساختن سازه های بزرگ و زیبا و با شکوه در ایران باستان به یک یا دو اثر خلاصه نمی گردد. در زمانی که خیلی از ملل در حالت بدوی و ابتدایی زندگی میکردند ایران باستان یکی از باشکوهترین دوران تاریخ پر شکوه خود را طی می کرد.

ایرانیان باستان که به داشتن هزار گونه علم و ادب و هنر دانش مفتخر و در میان دیگر ممالک، معروف و مشهور بودند در نتیجه علل و موجباتی که از ذکر آنها خودداری میگردد کم کم به بی دانشی مشهورو از مجامع و محافل علمی دور شده . به هر اندازه که دایره علم و فنون و دانش و معرفت در دنیا بسط و توسعه یافت در ایران چندین برابر آن بر وسعت فضای نادانی افزوده گردید. ابرهای سیاه جهل و نادانی فضای تابناک ایران باستان را تاریک نمود، کم کم افتخارات حقیقی فضل وادب سپری و فقط نامها وبناهها و ساختمانها و نسبت موهومی جانشین آن همه فضل و دانش کهن ما گردید. قرون طلایی پیشرفت دنیا در ایران با سیر قهقرایی به دوره حجری مبدل و تمامی اخلاق و عادات و رسوم قبل از تاریخ با تمامی معنا حکم فرما شد، و اگر احیاناً کسی در آن زمان بر حسب فطرت طبیعی و قریحه خدادادی ایرانیان خواست قدمی به طرف علم و دانش بردارد و یا خواست درهای بسته علم را بگشاید، با غرض ورزیهای جهالت پروران از پای درآمد و تمامی روزنه های فضل و دانش گل اندود شد. بلاخره در ایران دایره وسیعه علم و دانش شکل خود را از دست دادو به شکل نقطه موهومی متشکل گردید.

کاروان علم و دانش و معرفت از ایران رخت بربست و دیگر کشورها را خریدار متاع خود دید. بدین ترتیب بود که

نقطه موهوم علم و دانش در دیگر کشورها به فضل و دانش دانشمندان جلای وطن کرده به سرعت بر عرض و طول خود افزود و از عالم قوه قدم به عالم فعل گذاشت.

واینچنین بود که ایرانیان نتوانستند و نگذاشتن که راه پیشینیان خود را ادامه دهند.ایرانیان در نیم قرن گذشته برای جبران عقب افتادگیهای علمی گامهای بزرگی برداشته اند و جوانان پرشور این مرز و بوم که تحصیلات عالیه خود را در داخل و خارج از این مرز و بوم به پایان رسانیده اند امروزه در مراکز و مجامع علمی راه نیاکان خود را ادامه میدهند.و توانسته اند در بسیاری از موارد زبانزد خاص و عام گردند. ولی باید عرض کنم هنوز تا رسیدن به آنچه شایسته ایران و ایرانی است راه درازی در پیش داریم.

 


5 (100%) 1 vote



error: